تحولات منطقه

استان خوزستان سال‌هاست با یکی از پیچیده‌ترین و تلخ‌ترین بحران‌های آبی ایران دست‌وپنجه نرم می‌کند. سرزمینی که زمانی رودخانه‌های خروشان کارون، کرخه و دز، آن را به بهشت کشاورزی و زیست‌بوم‌های غنی تبدیل کرده بود.

غنی‌ترین زیست‌بوم‌ آبی خاورمیانه با خشکسالی دست‌وپنجه نرم می‌کند/ «هور العظیم» هور مشکلات محیط زیستی
زمان مطالعه: ۸ دقیقه

استان خوزستان سال‌هاست با یکی از پیچیده‌ترین و تلخ‌ترین بحران‌های آبی ایران دست‌وپنجه نرم می‌کند. سرزمینی که زمانی رودخانه‌های خروشان کارون، کرخه و دز، آن را به بهشت کشاورزی و زیست‌بوم‌های غنی تبدیل کرده بود، امروز با پدیده‌هایی چون فرونشست زمین، خشک‌شدن تالاب‌ها، شورشدن آب‌های سطحی و زیرزمینی و طوفان‌های نمک و گردوغبار مواجه است. آمارها نشان می‌دهد سفره‌های آب زیرزمینی به نقطه غیرقابل بازگشت رسیده‌اند.
این بحران اما ریشه در یک عامل ساده طبیعی مثل خشکسالی ندارد؛ بلکه محصول دهه‌ها تصمیم‌گیری متمرکز، بی‌توجهی به آمایش سرزمین و اولویت دادن به پروژه‌های بزرگ سدسازی و انتقال آب به جای مدیریت پایدار منابع است. در کنار آن، گسترش کشت‌های صنعتی پرآب‌بر، توسعه بدون برنامه صنایع فولاد و نفت و نادیده گرفتن حقابه تالاب‌ها و جوامع محلی، وضعیت را به نقطه بحرانی رسانده است. نتیجه این شده که در استانی با ده‌ها سد بزرگ، همچنان بسیاری از روستاها و شهرها با تانکر آب‌رسانی می‌شوند و کشاورزان سنتی زمین‌های خود را رها کرده‌اند.
هورالعظیم نیز به عنوان تالابی عظیم و استراتژیک در جنوب غربی ایران، روزگاری نه‌تنها یکی از غنی‌ترین زیست‌بوم‌های آبی خاورمیانه بود؛ بلکه پناهگاهی امن برای پرندگان مهاجر، منبع معیشت پایدار برای جوامع محلی و مانعی طبیعی در برابر ریزگردهای بیابانی محسوب می‌شد. اما امروز این تالاب به نمادی تلخ از نابودی اکوسیستم‌های ارزشمند ایران تبدیل شده است.
در ادامه، گفت‌وگویی را با هژیر کیانی، دبیرانجمن دوست‌داران طبیعت و محیط زیست خوزستان می‌خوانید که از زاویه‌ای ساختاری به ریشه‌های این بحران‌ها و راه‌های برون‌رفت از آن‌ها می‌پردازد.

مدیریت مصرف آب در استان خوزستان چطور است؟

در استان خوزستان، به دلیل حکمرانی غلط، ارزش‎گذاری پایین روی منابع آب، نگاه وزارت نیرو نسبت به منابع آب کشور و همچنین بدون اینکه نقشی در تولید واقعی آب در طبیعت داشته باشد، هرجایی کنتور ایجاد کرده و آب می‌فروشد یا هرجایی که جوی باریکی هست، پروژه تعریف می‌کند و سد می‌سازد، این‌گونه مدیریت مصرف آب با مشکل مواجه شده است.
اگر ‌نگاه چندبعدی به منابع طبیعی و مسائل آن داشتیم و می‌توانستیم سالانه در قالب یک طرح و لایحه، وزارت نیرو را موظف کنیم که به عنوان مثال ۳ یا ۵درصد از فروش آبی که انجام می‌گیرد را که درواقع متعلق به این ملت و کشور است صرف طرح‌های مدیریت یکپارچه حوضه آبخیز در کشور کند، یقین بدانید نه‌تنها از این بحران‌ها عبور می‌کردیم؛ بلکه سرزمین ما هرگز با مشکل مواجه نمی‌شد.

چقدر از این هدررفت را می‌توان به بخش کشاورزی نسبت داد؟

همه می‌دانیم در بخش کشاورزی، ۷۰ تا ۸۰درصد و گاهی ادعا می‌شود تا ۹۰درصد آب کشور هدر می‌رود. درواقع همه این ۸۰درصد هدر نمی‌رود و ما نمی‌خواهیم باور کنیم که به ازای هر کیلو ماده خشکی که در بخش کشاورزی تولید می‌کنیم، چه میزان انرژی و آب از دست می‌دهیم و به سختی راندمان آبیاری در کشور ما به ۳۰درصد می‌رسد که این فاجعه است. این آمار رسمی‌ای است که اعلام شده و به دلیل الگوهای کشت ویرانگری مانند نیشکر است که آب کارون و زمین‌های خوزستان خورده می‌شود و فقط جریان‌های سرمایه‌داری از آن منتفع می‌شوند. باید اراده‌ای در سطح دولت برای نجات کشور باشد تا این تشنگی را از این سرزمین رفع کند. به جز ۳۰ درصد راندمان، عملاً بقیه منابع در حال خروج از کشور است و یا تبخیر یا آلوده به سموم کود می‌شود.
اگر ما بتوانیم راندمان آبیاریمان را تنها ۱۰درصد افزایش دهیم، چندین برابر به دارایی آب شرب ما در استان‌ها و شهرهای مختلف اضافه می‌شود. متأسفانه در بخش آب خانگی هم تفکیک آب شرب از بهداشتی را نداریم که این نیز وظیفه وزارت نیرو است و باید این آب تفکیک شود.

طرح‌های مدیریت یکپارچه حوضه آبخیز چگونه می‌توانند به مدیریت مصرف آب کمک کنند؟

زاگرس حدود ۴۵ تا ۵۰درصد منابع آب شیرین ایران را تولید می‌کند. تنها راه گریز زیستگاه ایران و رویشگاه زاگرس که به صورت متفاوت خدمات ارائه می‌دهند این است که روی طرح‌های مدیریت یکپارچه حوضه آبخیز تمرکز کنیم و سهم وزارت نیرو مشخص شود. اگر به جای این همه سدسازی، نیمی از مبالغ سدسازی و انتقال آب‌ها و مگاپروژه‌های عجیب و غریب را صرف آبخیزداری و حفظ پوشش گیاهی می‌کردیم، آن ۵۰درصد تولید آب زاگرس برای همیشه در کشور پایدار می‌ماند به شرطی که اراده‌ای باشد. در طرح‌های مدیریتی یکپارچه حوضه آبخیز همه ذی‌نفعان دیده شده‌اند و سند راهبردی دارد.
من پس از ۲۰ سال فعالیت ان‌جی‌اُ و مشاوره‌ای به جرئت می‌گویم این طرح می‌تواند نجات‌بخش زاگرس و ۵۰ درصد آب کشور باشد که بخش مهمی از آن آموزش و توانمندسازی جوامع محلی برای حفظ پوشش گیاهی است به‌خصوص در زاگرس که افزون‌بر ۲ میلیون نفر به شکل مستقیم جنگل‌ها، مراتع، آب و خاک را نابود می‌کنند. زاگرس بزرگ‌ترین دارایی اکولوژیکی ما، به سبب باران‌آوری و تولید آب است و به جرئت ادعا می‌کنم که راه نجاتی هست به شرط آنکه اراده‌ای باشد.

چه عواملی موجب شده با توجه به کمبود آب، شاهد ایجاد کارخانه‌های مختلف باشیم و آیا پیش از ایجاد این صنایع، آمایش صنعتی صورت می‌گیرد؟

برنامه‌ای به نام ارزیابی‌های محیط زیستی در کشور داریم که سال‌ها در حال اجراست و برخلاف تأکیدی که در سند ملی حفاظت از محیط زیست کشور شده که باید پیوست‌های اجتماعی داشته باشند، عموماً بدون این پیوست هستند. وقتی شرکت مشاور، مجری و کارفرما منافع مشترک دارند و شرکت‌های مشاور مجموعه‌ای از بازنشسته‌های وزارت نیرو هستند، چگونه می‌توانیم ارزیابی مستقل محیط زیستی و اجتماعی داشته باشیم؟ ارزیابی‌های محیط زیستی هم مادامی که به این شکل دولتی و فرمایشی اجرا می‌شود، نمی‌تواند پیشگیری یا بازدارندگی در مقابل توسعه‌طلبی‌ها ایجاد کند.

با توجه به روند روبه رشد جمعیت و افزایش مصرف آب چشم‌انداز مدیریت آب در استان خوزستان در ۱۰ سال آینده چگونه خواهد بود؟

خوزستان مشکل کمبود آب ندارد. ما مخازنی از کارون ۳ و ۴ داریم. آب شهری مانند ایذه از سال ۵۴ تاکنون جیره‌بندی است و هیچ کس نمی‌داند؛ یعنی فقط دو ساعت آب دارند، اما این شهر میان چند سد شهید عباس‌پور، کارون ۳ و کارون ۴ محاصره است. براساس فرمول تبخیری که در این وضعیت داریم به اندازه جمعیتی حدود نیم میلیون نفر از سطح این سه دریاچه آب به صورت سالانه بخار می‌شود به این دلیل که سدسازان می‌گویند وظیفه ما سدسازی است و وزارت نیرو هم می‌گوید ما آب را می‌فروشیم.
در واقع ما هنوز با مباحث مهمی چون مدیریت تبخیر آب به‌ویژه در مخازن خیلی فاصله داریم و این امر محلی از اعراب در ذهن برنامه‌ریزان ندارد که چگونه مدیریت تبخیر را انجام دهیم.
ما مشکلی در بخش آب شرب نداریم، اما در بخش کشاورزی نیشکر صنعت آب‌بری است. می‌توان گفت توجیه اقتصادی هم ندارد و حتی خوزستان و کارون را به خاک سیاه نشانده است.

میدان‌های نفتی چه اثرات منفی بر هورالعظیم داشته‌اند؟

قسمت اعظم هورالعظیم در بخش عراقی است و به دلیل ضعف دیپلماسی محیط زیستی که طی سال‌ها با دولت‌های مختلف وجود داشت، نتوانستیم با دولت عراق به یک تفاهم‌نامه یا تعهدات دوطرفه برسیم.
متأسفانه بخش داخلی هورالعظیم که در ایران بود، قربانی توسعه‌طلبی نفت شده که آن هم به دلیل اینکه شرکت‌های چینی سود بیشتری بکنند حوضچه‌هایی احداث کردند و آن وسعت عظیم را خشکاندند و آب را به سمت بخش عراقی منحرف کردند. از طرفی هم
در برخی سدها حقابه‌ها دریغ و هورالعظیم دوباره قربانی توسعه‌طلبی نفتی‌ها و سدسازها در بالادست شد.

در این میان مشعل‌های نفتی نیز گویا مزید بر علت شده است؟

در بحث فلر، خوزستان سال‌هاست که آسیب می‌بیند. دولت همه ساله می‌گوید ما برنامه برای کاهش فلرهای نفتی داریم! و بیشترین آسیب را، علاوه بر طبیعت و محیط زیست، مردم می‌بینند. آماری که رئیس شبکه بهداشت سال گذشته داد این بود که افزون‌بر ۱۰۰هزار کودک در سال قبل از آن، تحت تأثیر فلرهای نفتی و آلودگی‌های صنعتی در خوزستان به دلیل ناراحتی‌های ریوی بستری شدند. این آمار بسیار وحشتناک است؛ البته دولت ادعا کرده ما چندمیلیون مترمکعب آن را کنترل کردیم و وزیر نفت هم در این زمینه قول‌هایی داده، اما همچنان به دلیل نداشتن یک برنامه منظم زمان‌بندی‌شده این مسائل فراموش می‌شود. مطالبه ما مشخص است اینکه یک برنامه زمان‌بندی بدهید تا بدانیم سالانه این مقدار کاهش پیدا می‌کند.
ما تنها در شهرستان اهواز بیش ‌از ۷۰ فلر نفتی فعال داریم و تنها یک فلر و مشعل در شهر اهواز و مناطق مسکونی آن شبانه‌روز ۱۵هزارو۵۰۰ مترمکعب گازهای سمی وارد آسمان خوزستان و ریه‌های مردم می‌کند و در هر مترمکعب آن افزون‌بر ۲۵۰ نوع ماده سمی وجود دارد.

تغییرات در هورالعظیم تا چه میزان روی معیشت و زندگی جوامع محلی تأثیر نامطلوب داشته است؟

تالاب هورالعظیم مانند خیلی از زیستگاه‌ها جامعه‌ای محلی داشت که این جامعه شامل صنایع‌دستی، معیشت، گردشگری و گاومیش‌داری بود. صید و شکار آنجا به صورت کنترل‌شده انجام می‌گرفت و درواقع زندگی بسیار کهنی برقرار بود. پس از خشکاندن این تالاب عده‌ای آواره شدند و معیشتشان را از دست دادند. همچنین یک ذخیره‌گاه‌ بزرگ ژنتیکی و زیستگاه گاومیش را در آن منطقه از دست دادیم.

مطالبه شما از دولتمردان چیست؟

هورالعظیم بخشی از خوزستان است و استانی معمولی نیست و به یک کارگاه صنعتی تبدیل شده است. اگر مثلثی ترسیم کنیم، نگاه بهره‌کشی ملی، بی‌برنامگی و سوءمدیریت دست به دست هم دادند تا این استان به عنوان ثروتمندترین استان کشور با منابع سرشار و نفتی که در اقتصاد کشور دارد، دارای تمام مسائل محیط زیستی در ایران و شاید خاورمیانه باشد.
هورالعظیم هم مانند تالاب شادگان، بامدژ و تالاب‌های شش‌گانه، میانگران و... مستلزم یک برنامه نجات‌بخشی ملی است. ما نمی‌توانیم منابع استانی را ملی بگیریم و مسائل، مردم، زیستگاه و آینده آن و کودکانش را ملی نبینیم و رها کنیم. این مطالبه ما در آخرین سفر آقای رئیس جمهور بود که شما یا نمایندگان برنامه جامعه نجات‌بخشی را ارائه دهید تا این مکان خالی از سکنه نشود. آمارها نشان می‌دهد همیشه خوزستان رتبه‌دار در مهاجرت، بیکاری و فلاکت بوده و تنها راهکار آن نیز همین اراده حاکمیت است و اینکه دولت برنامه جامع نجات‌بخشی بنویسد و به عنوان مثال بگوید تا چهار سال آینده فلرها را کنترل و یا حقابه تالاب‌ها را رها می‌کنیم و... تا به سرانجام برسد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha